امشب؛ وسط مستی و موزیک، وسط پیچ و تاب های داف روس م روی استیج، بعد هفت تا شات دابل تکیلا، عین کیت آخر تایتانیک رفتم پرتش کردم وسط دریا..
برچسبها: سد بات ترو, نوستالگیا
|
Thursday، July 01، 2010
این صندل رسوایی..
انگشترت بود؟ حلقه مون - خیلی cheesy و رمانتیک مسخره؟ که برای هم خریده بودیم، تو سفیدشو برای من، من مشکی شو برای تو؟ که تو همون چند ماه پیش گمش کردی، که من نگه ش داشته بودم و حتا بعد همه ی این بالا و پایینا دوسش داشتم هنوز؟ که سبزی مچ بندمو روی پوست شیری تنت یادم می آورد؟
امشب؛ وسط مستی و موزیک، وسط پیچ و تاب های داف روس م روی استیج، بعد هفت تا شات دابل تکیلا، عین کیت آخر تایتانیک رفتم پرتش کردم وسط دریا.. برچسبها: سد بات ترو, نوستالگیا |