‏نمایش پست‌ها با برچسب ناک ایت آف بابا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ناک ایت آف بابا. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، شهریور ۱۸، ۱۳۸۸

لحظه‌ای که از دهن یه آدم، نامربوط یا بدون ارجاع یا با ارجاع غیرلازم یه سری اسم گنده می‌شنوم که همین‌جوری تو هوا پرت می‌شن، دقیقن لحظه‌ایه که بعد اون حرفای آدمه تو گوشم به بلاه‌بلاه تبدیل می‌شه. که آدمی که این‌قدر خودشو آدم حساب نمی‌کنه که حتمن واسه موجه نشون دادن حرفش و فکرش باید به اسم چهارنفر دیگه، گیرم که بزرگ،‌ آویزون بشه، گوش دادن نداره.
دیگه خودتون بفهمید و منو از زحمت توضیح دادن اشخاصی که میزان شعور بقیه رو با یه‌همچین خط‌کش‌هایی اندازه می‌گیرن معاف بدارید.

جمعه، مرداد ۰۹، ۱۳۸۸

حالم رو بهم میزنید وقتی زندگی های خطی سالم نرمال خوشبخت fitter happier تون رو میگیرید دستتون، با وفاداری هایی که به قول آقای فاکینگ ویستد از سر کون گشادیه، بعد حس میکنید الان باید از بالا به من و امثال من با این سرگردونی و این شاخه اون شاخه پریدن و زندگی کولی وار واژن پریشانه نگاه کنید.. عین زن های شلخته ی چاق 35 ساله با 4 تا بچه دوروبرشون که با ترحم به دوستای مجرد شاد و شنگول همسن شون نگاه میکنن و حس میکنن که بازی ای در کار بوده که برنده ش خودشون هستن. حالم رو بهم میزنید.

سه‌شنبه، آبان ۱۴، ۱۳۸۷

اطلاع ثانوی وجود ندارد، صدای آمریکا کلن خر است

یعنی خب بدون شک کنار همه ی دلایل منطقی دیگه؛ یه دلیلی که از صدای آمریکا این همه بدم می آد و کهیر می زنم ازش، اینه که اسپم وار هر شب خبرنامه شون می آد به ایمیلم
بعد من یه هو می بینم اون بالا توی پرانتز جلوی جی میل نوشته 1 و نمی دونم چرا هر بار حس می کنم الان احتمالن این 1 یه ایمیل جذاب و مهمیه
بعد هر دفعه هم که می رم می بینم نوشته News خبرنامه صدای آمریکا از وبلاگ چی فکر می کنین دیدن کنید (با دهن کجی خوانده شود لطفن) و نه تنها ایمیل جذابی نیست بلکه این مزخرفه، حرص می خورم و فحش می دم.
هر چی هم ریپورت از اسپم اش می کنم فایده نداره که نداره.

شنبه، آبان ۰۴، ۱۳۸۷

بعد می دونی خوبی این وضعیت فعلی چیه؟ این که تقریبن هر اتفاق بدی که من عقلن می تونستم متصور بشم افتاده. یعنی فعلن فعلن ها تا چند وقت؛ با محاسبه ی فاکتورهای دخیل جدن دیگه اتفاق بدی نمونده که بیفته! فلذا بنده دیگه حوصله م از عزا گرفته گی به جهت مشکلات قدیمی سر رفته جدن و از این لحظه تصمیم دارم خوب بشم - قربتن الی الله، نه تنها چون دیگه اتفاق بد ممکنی به نظرم نمی رسه که بخوام حرصشو بخورم، بات آلسو چون تو این وضعیت باز اگه یه افتضاحی چیزی بخواد رخ بده، علاوه بر افتضاح بوده گی پیش بینی نشده هم هست. فلذا انرژی و نیروی مضاعف می طلبه برای هندل کردنش که با این کنج عزلت به غم نشستگی من سازگاری نداره.
می ریم که خودمون رو پروار کنیم جهت فلاکت بعدی، جاست این کیس! که من همیشه گفتم خوشبختی فاصله ی کوتاه بین دو به فاک رفتگی ست :ی