لحظهای که از دهن یه آدم، نامربوط یا بدون ارجاع یا با ارجاع غیرلازم یه سری اسم گنده میشنوم که همینجوری تو هوا پرت میشن، دقیقن لحظهایه که بعد اون حرفای آدمه تو گوشم به بلاهبلاه تبدیل میشه. که آدمی که اینقدر خودشو آدم حساب نمیکنه که حتمن واسه موجه نشون دادن حرفش و فکرش باید به اسم چهارنفر دیگه، گیرم که بزرگ، آویزون بشه، گوش دادن نداره.
دیگه خودتون بفهمید و منو از زحمت توضیح دادن اشخاصی که میزان شعور بقیه رو با یههمچین خطکشهایی اندازه میگیرن معاف بدارید.
دیگه خودتون بفهمید و منو از زحمت توضیح دادن اشخاصی که میزان شعور بقیه رو با یههمچین خطکشهایی اندازه میگیرن معاف بدارید.